+ ۱۹- برخورد سوم

Please

بالاخره بعد از این همه مدت تونستم ساعت کلاس گیتارتونو کشف کنم . فکر کنم از بس غافلگیر شده بودین حتی چهره ی منم یادتون رفته بود . البته منظور از این  فراموشی مصلحتیتون رو گرفتم .   

حدس میزنم تا قبل از امشب( ساعت ۱۹:۵۲ ) فکر میکردین که من بی خیال قضیه شدم ,  ولی باور کنین حتی یک بار هم به فکر چنین کاری نیافتادم .

الآن فقط یه خواهش خیلی کوچیک ازتون دارم , اونم اینکه یه جوری به من بفهمونین که وبلاگ رو دیدین یا نه ؟  واسه این کار راه های مختلفی هست مثلا

۱- تو قسمت " نظر شما "

۲- Yahoo  Messenger 

۳- از طریق سایت www.hooshmand.com  میتونین به صورت ناشناس E-mail بفرستین .

۴- حضوری

یا هر طریق دیگه ای که به ذهنتون میرسه . پس من منتظر پیغام دادن شما میمونم .

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٢




+ ۱۸- تولد

Happy Birthday

میدونین امروز چه روز مهمی ؟  میدونین امروز چه شخصیت مهمی پا به عرصه ی وجود گذاشته ؟  به همین زودی یادتون رفت ؟ 

همه میدونن که امروز تولد منه . حتی صبح تو برنامه ی  تقویم تاریخ  رادیو میگفت :

 دوپ دوپ دوپ دوپ دوپ دوپ دوپ دوپ  دنگ ...  , بیست سال پیش در چنین روزی بزرگترین شخصیت علمی , فرهنگی , هنری , تاریخی , سیاسی , اجتماعی , باحالی , بامرامی , توپی , ...  شکل گرفت .

ولی خوب واسه اینکه خبرنگارا نریزن سرم اسم و فامیلمو یه چیز دیگه گفت  . خوب دیگه تا بیشتر از این با مزه نشدم تولد خودمو تبریک میگم و بعد فرستادن چند تا کارت پستال واسه خودم این قسمتم تموم میکنم .

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٢
تگ ها: مناسبت ها




+ ۱۷- چهارشنبه بی چهارشنبه

این همه من منتظر چهارشنبه ها موندم , آخرش هم هیچ , البته هیچی هیچی که نه فقط فهمیدم که شما یکشنبه ها کلاس دارین . اصلا چرا همون اول به ذهنم نرسید که ممکنه همون یکشنبه ها بیاین کلاس .

امروز کل ساعتایی که استاد تو موسسه کلاس داشت اونجا بودم , ولی دریغ از یه نفر که حتی کفشاش مثل شما باشه  . خلاصه بعد از سه چهار ساعت کشیک دادن دست از پا درازتر برگشتم خونه .

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ مهر ۱۳۸٢




+ ۱۶- همزاد

The Bachelor

دیشب یه فیلم با حال گذاشته بود که نقش سوم این فیلم رو شما بازی میکردین  . اگه موهای این هنرپیشه Blond  نبود اصلا شک نمی کردم که شما نیستین . اول فکر کردم خیالاتی شدم , ولی بیشتر که دقت کردم دیدم نه کاملا شبیه شماست , نکنه یک خواهر دوقلو تو خارج دارین ؟

اگه فکر میکنین اشتباه میکنم فیلمشو ببینین . اسم فیلمش هست The Bachelor . عکسای این هنرپیشه رو اینترنت مال سال ۲۰۰۳ هستش , درحالی که این فیلم سال ۱۹۹۹ پر شده , یعنی الآن که ۴ سال از رو این فیلم میگذره ممکنه چهرش تغییر کرده باشه . ولی تو این فیلم شبیه شماست ( صرفا از لحاظ ظاهر , نه چیز دیگه ) .

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸٢




+ ۱۵- رامسر

رامسر

روز شنبه ( ۲۲/۶/۸۱ ) بود که راه افتادیم واسه شمال , مستقیم رفتیم رامسر آخه بیشتر شهرای اطراف به شدت بارون میومد , حتی روز اولی که رسیدیم دریا خیلی طوفانی بود ولی خدارو شکر از روزای بعد تقریبا آروم شد . چون این هفته ی آخری بود که از تابستون مونده بود , رامسر پر از مسافر بود . حدود ۷ روز اونجا بودیم , برگشتنه هم از جاده ی چالوس اومدیم به طرف کرج و بعد از یه استراحت یک روزه تو تهران عازم اصفهان شدیم . جاتون خالی خیلی خوش گذشت , ولی اینم بگم هیچ جا شهر خود آدم نمیشه , مخصوصا اگه وضعیتی مثل من داشته باشین  .

تو مسافرت همش حول اینو داشتم که خودمو واسه چهارشنبه ( ۲/۷/۸۱ ) برسونم , ولی مثل اینکه این تقویم یاری نمیکنه , هر چی چهارشنبه به تور ما میخوره تعطیل از آب در میآد . آخه میدونین چیه ؟  تو دانشگاه جای مناسبی واسه آدرس اینترنتی دادن نیست چون فقط مونده یکی دیگه هم از آدرس این وبلاگ خبردار بشه , اونوقته که واسمون دست بگیرن .

امروز بعد از دو  سه هفته اومدم دانشگاه که ببینم حذف و اضافم چه ساعتی , برگشتنه یک سر اومدم طبقه ی ۳ که مطمئن بشم هنوز تو همین دانشگاه هستین , آخه گفتم شاید از دست من انتقالی گرفتین به مناطق محروم کشور  ولی دیدم خدارو شکر هنوز این کارو نکردین . حالا دور از شوخی , چقدر از من بدتون میآد ؟  

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ مهر ۱۳۸٢
تگ ها: عمومی