۱۷- چهارشنبه بی چهارشنبه

این همه من منتظر چهارشنبه ها موندم , آخرش هم هیچ , البته هیچی هیچی که نه فقط فهمیدم که شما یکشنبه ها کلاس دارین . اصلا چرا همون اول به ذهنم نرسید که ممکنه همون یکشنبه ها بیاین کلاس .

امروز کل ساعتایی که استاد تو موسسه کلاس داشت اونجا بودم , ولی دریغ از یه نفر که حتی کفشاش مثل شما باشه  . خلاصه بعد از سه چهار ساعت کشیک دادن دست از پا درازتر برگشتم خونه .

/ 0 نظر / 20 بازدید