۱۵- رامسر

رامسر

روز شنبه ( ۲۲/۶/۸۱ ) بود که راه افتادیم واسه شمال , مستقیم رفتیم رامسر آخه بیشتر شهرای اطراف به شدت بارون میومد , حتی روز اولی که رسیدیم دریا خیلی طوفانی بود ولی خدارو شکر از روزای بعد تقریبا آروم شد . چون این هفته ی آخری بود که از تابستون مونده بود , رامسر پر از مسافر بود . حدود ۷ روز اونجا بودیم , برگشتنه هم از جاده ی چالوس اومدیم به طرف کرج و بعد از یه استراحت یک روزه تو تهران عازم اصفهان شدیم . جاتون خالی خیلی خوش گذشت , ولی اینم بگم هیچ جا شهر خود آدم نمیشه , مخصوصا اگه وضعیتی مثل من داشته باشین  .

تو مسافرت همش حول اینو داشتم که خودمو واسه چهارشنبه ( ۲/۷/۸۱ ) برسونم , ولی مثل اینکه این تقویم یاری نمیکنه , هر چی چهارشنبه به تور ما میخوره تعطیل از آب در میآد . آخه میدونین چیه ؟  تو دانشگاه جای مناسبی واسه آدرس اینترنتی دادن نیست چون فقط مونده یکی دیگه هم از آدرس این وبلاگ خبردار بشه , اونوقته که واسمون دست بگیرن .

امروز بعد از دو  سه هفته اومدم دانشگاه که ببینم حذف و اضافم چه ساعتی , برگشتنه یک سر اومدم طبقه ی ۳ که مطمئن بشم هنوز تو همین دانشگاه هستین , آخه گفتم شاید از دست من انتقالی گرفتین به مناطق محروم کشور  ولی دیدم خدارو شکر هنوز این کارو نکردین . حالا دور از شوخی , چقدر از من بدتون میآد ؟  

/ 0 نظر / 20 بازدید