۹- مسافرت غافلگیر کننده

Journey

 

بعد از این فکر بکر دنبال یک فرصت بودم که شما رو ببینم . ولی مامان اینا سورپرایزم کردنو بلیطای مسافرتو یک روز قبل از حرکت بهم نشون دادن ، منم که تقریبا با عمل انجام شده روبرو شده بودم ، مجبور شدم که برم . فقط علت ناراحتیم از این بود که نکنه شما واحد تابستونه نگیرین و من این ۳ ماه شمارو نبینم ، وگرنه جاتون خالی ، تو مسافرت خیلی خوش گذشت . تو این مدت از شما بی خبر نبودم ، دوستم همه چیزو از سیر تا پیاز واسم تعریف کرد . تا اینکه بالاخره ۳/۵/۱۳۸۲ از مسافرت اومدیم .

/ 0 نظر / 14 بازدید